WEBVTT 00:30.250 --> 00:31.166 اون توی آسانسور "ریتز" بود و هیچ لباس مناسبی نداشت 00:31.166 --> 00:32.416 و داشت به همه میگفت یه شیره 00:32.708 --> 00:33.125 شروع کرد و چیزهای بدی به مردم میگفت 00:33.125 --> 00:34.125 شروع کرد و چیزهای بدی به مردم میگفت 00:34.291 --> 00:34.958 با خودم فکر کردم "اون مرد اصلا خوشحال نیست"